خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شمع از درد و رنج خود میگوید و اشاره میکند که دیروز شهد میخورده و امروز آتش، به این معنی که همان دردی را میچشد که صافی (شمع) چشیده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تمثیلی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'شهد' و 'آتش' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۲ - شمع آمد و گفت: جان من پُردرد است
شمع آمد و گفت: جان من پُردرد است
زین اشک که آتشم به روی آورده است ۱
دی شهد همی خوردم و امروز آتش
تا درد همو خورد که صافی خورده است ۲
زین اشک که آتشم به روی آورده است ۱
دی شهد همی خوردم و امروز آتش
تا درد همو خورد که صافی خورده است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - شمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخت
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - شمع آمد و گفت: آنِ عشقم همه شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.