خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شمع از رفتار مردم ناراحت است و احساس میکند که آتشی بر سرش افتاده است. او از اینکه نمیسوزد و بر خودش گریه میکند، احساس ناراحتی میکند و این وضعیت برایش دردناک است.
متن دارای مفاهیم عمیق و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آتش بر فرق' و 'ریسمان در حلق' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰ - شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم
شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم
کافتاد ز خلق آتشی در فرقم ۱
چون زار نسوزم و نگریم بر خویش
آتش بر فرق و ریسمان در حلقم ۲
کافتاد ز خلق آتشی در فرقم ۱
چون زار نسوزم و نگریم بر خویش
آتش بر فرق و ریسمان در حلقم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - شمع آمد و گفت: این سفر افتاد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.