خلاصه و رده‌بندی سنی 12+

شمع از تنهایی و بی‌کسی خود شکایت می‌کند و بیان می‌کند که چون کسی به فکر او نیست، مجبور است رنج بکشد. او از این می‌گوید که وقتی دهانش از آتش پر می‌شود، تنها یک بار از آن لذت می‌برد و سپس می‌سوزد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع تنهایی و رنج می‌تواند برای سنین پایین سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۸ - شمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیم

شمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیم
زان است که کس نیست به غم خوارگیم ۱

تا پر شد از آن لقمهٔ آتش دهنم
آن لقمه خوشی بخورد یکبارگیم ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۰۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷ - شمع آمد و گفت: جان غم کش دارم
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.