خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شمع از زندگی خود میگوید که باید در هر لحظه بسوزد و بمیرد، اما از طرفی باید همچون مردهای به یاد آورده شود و زنده بماند، و مانند زندهای بیخواب و بیخوراک بمیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسن ممکن است دشوار باشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مضامین زندگی و مرگ دارد.
شماره ۴۴ - شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد
شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد
هر لحظه به سوز دیگرم باید مُرد ۱
چون مردهٔ یادم ز سرم باید زیست
چون زندهٔ بیخواب و خورم باید مرُد ۲
هر لحظه به سوز دیگرم باید مُرد ۱
چون مردهٔ یادم ز سرم باید زیست
چون زندهٔ بیخواب و خورم باید مرُد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - شمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده است
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - شمع آمد و گفت: اگر میسر گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.