خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شمع در این شعر از احساس گمراهی و گرفتاری خود میگوید و بیان میکند که تا زمانی که کسی مانند او (نرم و آسیبپذیر مانند موم) نباشد، نمیتواند درک کند چگونه در دام جهل و تاریکی افتاده است.
محتوا دارای مفاهیم انتزاعی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق مانند «طناب» و «چاه» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۷ - شمع آمد و گفت: کیست گمراه چو من
شمع آمد و گفت: کیست گمراه چو من
در حلق طناب مانده ناگاه چو من ۱
تا خام رگی چو موم نبود نرود
از جهل به ریسمان فرو چاه چو من ۲
در حلق طناب مانده ناگاه چو من ۱
تا خام رگی چو موم نبود نرود
از جهل به ریسمان فرو چاه چو من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - شمع آمد زار زار و میگفت به راز
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - شمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.