خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شمع از سوختن و رنج خود میگوید، از اینکه بدون سر و پا مانده و در آتش میسوزد. او اشاره میکند که هیچکس مانند او نیست، چرا که با وجود بیحرکتی، از آتش فرقش میسوزد و رنج میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند سوختن و رنج، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵ - شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پای
شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پای
سر سوخته پای بسته نی بند و گشای ۱
کس چون من اگر چه پای بر جا نبود
از آتش فرق، پای من رفت ز جای ۲
سر سوخته پای بسته نی بند و گشای ۱
کس چون من اگر چه پای بر جا نبود
از آتش فرق، پای من رفت ز جای ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - شمع آمد و در آتش سرکش پیوست
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - شمع آمد زار زار و میگفت به راز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.