خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شمع از تناقض وجودی خود می‌گوید: دشمنش خود اوست. اگر او را بکشند (بسوزانند)، تنش زنده می‌ماند (به‌عنوان نور)، اما اگر زنده بماند (نسوزد)، تنش از بین می‌رود.

مفهوم متن نیازمند درک فلسفی و انتزاعی است که برای کودکان یا نوجوانان کم‌سن ممکن است قابل‌درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷ - شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ من

شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ من
کو کس که به گازی ببُرد گردنِ من ۱

گر بُکْشَنْدم تنم بماند زنده
ور زنده بمانم بنماند تنِ من ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۳۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶ - شمع آمد و گفت: با چنین کار درشت
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - شمع آمد و گفتا: منِ مجنون باری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.