خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر خود را به شمعی تشبیه میکند که مدام در حال سوختن و گریستن است، بدون آنکه لحظهای بیکار بماند. این سوختن و گریستن به حدی است که گویی از صد بار به هزار بار رسیده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند سوختن شمع و گریستن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۰ - من شمع توام که گر بسوزم صد بار
من شمع توام که گر بسوزم صد بار
گویی که ز صد رسیده نوبت به هزار ۱
چون شمع نداریم زمانی بیکار
تا میسوزم به درد و میگریم زار ۲
گویی که ز صد رسیده نوبت به هزار ۱
چون شمع نداریم زمانی بیکار
تا میسوزم به درد و میگریم زار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - تا از سر زلفت خبرم میماند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - بر بوی وصال میدویدم همه سال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.