خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها با شمع سخن میگوید و از آتشی که در دل و جان شمع افتاده است، میپرسد. شمع مدام از آتش در دلش شکایت میکند و شاعر تعجب میکند که این سخن چگونه از زبان شمع جاری شده است.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و تمثیلی است که درک آن برای کودکان دشوار است و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که با ادبیات کلاسیک و مفاهیم عمیقتر آشنا هستند.
شماره ۸۷ - ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست
ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست
کاتش ز زبان در دل و جانْت افتادست ۱
هر دم گویی در دلم آتش افتاد
این چه سخنی است کز زبانْت افتادست ۲
کاتش ز زبان در دل و جانْت افتادست ۱
هر دم گویی در دلم آتش افتاد
این چه سخنی است کز زبانْت افتادست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - ای شمع! چو تو هیچ کس آشفته ندید
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - از آه دلم کام و زبان میسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.