خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و اندوه فراوان خود میگوید و خود را به شمعی تشبیه میکند که از عشق سوخته است. او از بیان تمام غمهایش ناتوان است و احساس میکند که این اندوهها تنها در شبهای طولانی قابل تحمل هستند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'شمع سوخته' برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۲۲ - از بس که ز غم سوختم ای شمع طراز
از بس که ز غم سوختم ای شمع طراز
چون شمع ز تو سوخته میمانم باز ۱
کوتاه کنم سخن که مینتوان گفت
غمهای دلم مگر به شبهای دراز ۲
چون شمع ز تو سوخته میمانم باز ۱
کوتاه کنم سخن که مینتوان گفت
غمهای دلم مگر به شبهای دراز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - جان بر گرهِ زلفِ تو آموخته گیر
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - تادور فتادهام از آن نادره کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.