خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به صبح خطاب میکند و بیان میدارد که صبح با وجود زیباییها و نورافشانیاش، همدم و همراه او نیست. از این رو از صبح میخواهد که دم نزند و دم ندهد، چرا که آنها با هم همدم نیستند.
متن دارای مضامین عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق تر، درک آن را برای سنین پایین دشوار میسازد.
شماره ۳۷ - ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی
ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی
در خنده زدن شکرفشان هم تو نیی ۱
چون نیست تُرا یک صفت همدم من
دم درکش و دم مده که همدم تو نیی ۲
در خنده زدن شکرفشان هم تو نیی ۱
چون نیست تُرا یک صفت همدم من
دم درکش و دم مده که همدم تو نیی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - امشب که مرا نه تاب و نه تب بودست
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - جانم به مرادِ دل رسیدست امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.