خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و از صبح میخواهد که نیاید تا درد فراق بیشتر نشود. با وجود التماسهای شبانه، صبح همچنان میآید و رنج او را افزایش میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۹ - امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز
امشب بر ماست آن صنمِ جان افروز
ای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوز ۱
گرچه همه شب به لطف زاری کردم
هم بر دم بامدادی ای صبح امروز ۲
ای صبح! مشو روز و مرا جان بمسوز ۱
گرچه همه شب به لطف زاری کردم
هم بر دم بامدادی ای صبح امروز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - ای صبح!اگر تو یاریی خواهی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.