خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از بیوفایی عمر و گذر سریع زمان شکایت می‌کند و بیان می‌کند که عمر بدون آنکه شب خوشی را تجربه کند، به پایان می‌رسد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره گذر زمان و بیوفایی عمر است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۰ - میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد

میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد
وز بیم شدن سینه پُر آتش میکرد ۱

دردا که چو بیوفایی عمر بدید
نابرده شبی به روز، شب خوش میکرد ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۸۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - گرچه گل تر درآمدن سر تیز است
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - بشکفت به صد هزار خوبی گل مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.