خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر از گل می‌خواهد که از عمر کوتاه خود استفاده کند و از غم و ماتم دوری کند. او تأکید می‌کند که عمر مانند صبح و گل زودگذر است و باید از فرصت‌ها استفاده کرد.

محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۸ - ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن

ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
ور ماتم خویش میکنی اکنون کن ۱

وی صبح چو عمر گل به یک دم گرو است
آن دم بزن و از گروش بیرون کن ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۴۲۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷ - تاگل ز گریبان چمن سر بر کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - گرچه گل تر درآمدن سر تیز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.