خلاصه و ردهبندی سنی
15+
گل از گفتوگو با گلابگر در سحرگاه میگوید که ابتدا با تندی (پیکان) و سپس با نرمی (سپر) برخورد کرد. اما چون جنگ سودی نداشت و طلا نیز در کف دست بیاثر بود، گل خود را نشان داد، اما این کار نیز تأثیری نداشت.
این متن دارای مفاهیم تمثیلی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «پیکان» و «سپر» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸ - گل گفت: که با گلابگر هر سحری
گل گفت: که با گلابگر هر سحری
اول پیکان نمودم آخر سپری ۱
چون جنگ نداشت سود زر بر کفِ دست
بنمودمش و نکرد این هم اثری ۲
اول پیکان نمودم آخر سپری ۱
چون جنگ نداشت سود زر بر کفِ دست
بنمودمش و نکرد این هم اثری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - گل گفت: گلابگر چو تابم ببرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - گل گفت: منم فتاده صد کار امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.