خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از رنج و دلسوزی فراوان میگوید و بیان میکند که روزی صد بار خود را میکشد. او جامی از می مغانه میخواهد تا بتواند از رنجهایش رها شود و حتی قبای آدم را از پشت باز کند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به رنج و خودکشی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۱۵ - از بس که دلم بسوخت زین کاردرشت
از بس که دلم بسوخت زین کاردرشت
روزی صد ره به دست خود خود را کشت ۱
جامی دو، می مغانه خواه از زردشت
تا باز کنم قبای آدم از پشت ۲
روزی صد ره به دست خود خود را کشت ۱
جامی دو، می مغانه خواه از زردشت
تا باز کنم قبای آدم از پشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - تا چند ز زاهد ریائی آخر
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - زین دَرد که جز غصهٔ جان میندهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.