این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش و تقدیر از یک شخصیت یا مفهوم والا میپردازد. او از کبوترانی که به دور بام این شخصیت میگردند و از مرغانی که پر و بال خود را از او یافتهاند، سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که بدون حمایت این شخصیت، آرامش ممکن نیست و همه به او امید بستهاند. همچنین، او به مرغانی اشاره میکند که به دلیل طمع به دام افتادهاند و از شخصیت مورد ستایش به عنوان منبع حیات و نجات یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۵۵ - سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
سَلام گِردِ جهان گشت جُز تو نَپْسَندید ۱
به گِردِ بامِ تو گَردان کبوترانِ سَلام
که بیپَناهِ تو کَس را نَشایَد آرامید ۲
چو پَرّ و بال زِ تو یافتهست هر مُرغی
زِ غیرِ تو به کجا باشَدَش اُمیدْ مُرید؟ ۳
به هر طَرَف که بِبینی تو مُرغِ سوخته پَر
بدان که از طَمَعِ خامْ سویِ دامْ پَرید ۴
تو آبِ کوثری و سوخته به تو آید
بِرویَدَش سِپَسِ سوز پَرّ و بالِ جدید ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.