خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و دریغ بیپایان در دلش میگوید که حتی با از دست دادن جانش نیز تسکین نمییابد. او امیدوار بود مانند سایه به دنبال معشوقش برود، اما این امید نیز بیفایده است، زیرا معشوق از پیش او رفته است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، این شعر نیاز به درک نسبی از ادبیات و احساسات پیچیده دارد.
شماره ۲۳ - چون درد و دریغ از دل ریشم بنشد
چون درد و دریغ از دل ریشم بنشد
جان شد به دریغ ودرد خویشم بنشد ۱
گفتم که چو سایه میروم از پس او
این نیز چه سود چون ز پیشم بنشد ۲
جان شد به دریغ ودرد خویشم بنشد ۱
گفتم که چو سایه میروم از پس او
این نیز چه سود چون ز پیشم بنشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - زانگه که دلم بر آن سمن بر بگذشت
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - ماهی که به حسن، عالم آرای افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.