خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که مفاهیم فلسفی و عرفانی را بیان میکند. در آن از تشبیهات و استعارههایی مانند آب پاک، شیر دیو، و خورشید و ماه استفاده شده است تا مفاهیمی مانند پاکی، فساد، و تحول روحی را به تصویر بکشد. همچنین، به موضوعاتی مانند وسوسه، مرید شدن، و تحول درونی اشاره میشود.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان تر دشوار باشد.
غزل ۹۵۱ - هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود
هر آن نوی که رَسَد سویِ تو قَدید شود
چو آبِ پاک که در تَنْ رَوَد پَلید شود ۱
زِ شیرِ دیو مَزیدی مَزیدِ تو هم ازوست
که بایَزید ازین شیردانْ یَزید شود ۲
مَرید خوانْد خداوند دیوِ وَسوَسه را
که هر کِه خورْد دَمِ او چو او مَرید شود ۳
چو مَشرق است و چو مغرب مِثالِ این دو جهان
بدین قَریب شَوَد مَرد زانْ بَعید شود ۴
هر آن دلی که بِشورید و قَیْ شُدَش آن شیر
زِ شورش و قَیِ آن شیرْ بوسَعید شود ۵
هر آن کِه صَدْر رَها کرد و خاکِ این دَر شُد
هزار قُفلِ گِران را دِلَش کلید شود ۶
تُرش تُرش تو به خُسرو مَگو که شیرین کو؟
پَدید آید چون خواجه ناپدید شود ۷
چو غوره رَست زِ خامیِّ خویش شُد شیرین
چو ماهِ روزه به پایان رَسید عید شود ۸
خَموش آیِنِه مَنْمایْ در وَلایَتِ زَنگ
نِما به قیصرِ رومَش که تا مُرید شود ۹
چو آبِ پاک که در تَنْ رَوَد پَلید شود ۱
زِ شیرِ دیو مَزیدی مَزیدِ تو هم ازوست
که بایَزید ازین شیردانْ یَزید شود ۲
مَرید خوانْد خداوند دیوِ وَسوَسه را
که هر کِه خورْد دَمِ او چو او مَرید شود ۳
چو مَشرق است و چو مغرب مِثالِ این دو جهان
بدین قَریب شَوَد مَرد زانْ بَعید شود ۴
هر آن دلی که بِشورید و قَیْ شُدَش آن شیر
زِ شورش و قَیِ آن شیرْ بوسَعید شود ۵
هر آن کِه صَدْر رَها کرد و خاکِ این دَر شُد
هزار قُفلِ گِران را دِلَش کلید شود ۶
تُرش تُرش تو به خُسرو مَگو که شیرین کو؟
پَدید آید چون خواجه ناپدید شود ۷
چو غوره رَست زِ خامیِّ خویش شُد شیرین
چو ماهِ روزه به پایان رَسید عید شود ۸
خَموش آیِنِه مَنْمایْ در وَلایَتِ زَنگ
نِما به قیصرِ رومَش که تا مُرید شود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۰ - سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
گوهر بعدی:غزل ۹۵۲ - ز شمس دین طرب نوبهار بازآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.