خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از نبود معشوق خود رنج میبرد و احساس میکند که بدون او نابینا است. او از رنج و دردی که معشوق به او وارد کرده سخن میگوید و حتی حاضر است این درد را به عنوان هدیه بپذیرد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج و درد عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲ - بی چهرهٔ تو چشم کرادارم من
بی چهرهٔ تو چشم کرادارم من
خون میریزی که خونبها دارم من ۱
خونی که بریختی چو بگشادی دست
در گردن من کن که روا دارم من ۲
خون میریزی که خونبها دارم من ۱
خونی که بریختی چو بگشادی دست
در گردن من کن که روا دارم من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - خونِ من خاکی که بریزد آخر
گوهر بعدی:شماره ۳ - تاکی بی تو زاری پیوست کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.