خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق عمیق و دردناک خود سخن میگوید که باعث گریستن دیگران شده است. او هر روز هزار بار در عشق میسوزد و بین مرگ و زندگی در رفت و آمد است.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج عشقی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹ - زان روز که عشق تو به من درنگریست
زان روز که عشق تو به من درنگریست
خلقی به هزار دیده بر من بگریست ۱
هر روز هزار بار در عشق توام
میباید مُرد زار و میباید زیست ۲
خلقی به هزار دیده بر من بگریست ۱
هر روز هزار بار در عشق توام
میباید مُرد زار و میباید زیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - جانا! غم تو فکند در کوی مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - بس قصّه که بر خلق شمردم ز غمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.