خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید و خود را برتر از همه جهان میداند. او از معشوق میخواهد که در را باز کند و حضور او را بپذیرد، همچنین از زلف معشوق به عنوان نمادی از جذابیت و دلربایی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۵ - جانا! ز همه جهان نشستم برتر
جانا! ز همه جهان نشستم برتر
سربازان را چو دیده هستم در خور ۱
در باز کن و ببین که هستم بر در
وز دستِ سرِ زلفِ تو دستم بر سر ۲
سربازان را چو دیده هستم در خور ۱
در باز کن و ببین که هستم بر در
وز دستِ سرِ زلفِ تو دستم بر سر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - دل در خم آن زلف چو زنجیر بماند
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - تا در سر زلفت خم و چین افکندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.