خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، گوینده از بیتفاوتی معشوق در عشق شکایت میکند و معشوق در پاسخ، او را به خودشناسی و شرمساری از رفتارش دعوت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال پیچیده باشد.
شماره ۳۴ - دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
در عشق دمِ سرد و دلِ گرمت نیست ۱
گفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»
گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست ۲
در عشق دمِ سرد و دلِ گرمت نیست ۱
گفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»
گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - امشب ز پگاهی به خروش آمدهای
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - دوش آمد و گفت: ای وطن بگرفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.