خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه معشوق با زلفهایش او را اسیر کرده و با شکرخندش زبانش را بسته است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای شعری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد. همچنین، درک عمیقتر این اشعار معمولاً به تجربه و بلوغ فکری بیشتری نیاز دارد.
شماره ۲۱ - دوش آمدو ره بر دل و جانم در بست
دوش آمدو ره بر دل و جانم در بست
زنّار ز زلفِ دلستانم در بست ۱
گفتم که ز زلفِ دلکشت بخروشم
برخاست و به یک شکر زبانم در بست ۲
زنّار ز زلفِ دلستانم در بست ۱
گفتم که ز زلفِ دلکشت بخروشم
برخاست و به یک شکر زبانم در بست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - دوش آمد و گفت: کارِ ما خواهی کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - دوش آمد و گفت: حسن دنییست امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.