خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که هرگاه میخورد و فریاد میزند، بر دوش عاشق شهرگرد میزند. او تصمیم میگیرد از این پس در شهر بگردد و خانهاش را رها کند، به امید اینکه شاید کسی خانهاش را به او بازگرداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتآمیز در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۴۹ - هرگه که میخوری خروشی بزنی
هرگه که میخوری خروشی بزنی
بر عاشق شهرگرد دوشی بزنی ۱
من شهر بگردم پس ازین خانه خرم
تا بو که مرا خانه فروشی بزنی ۲
بر عاشق شهرگرد دوشی بزنی ۱
من شهر بگردم پس ازین خانه خرم
تا بو که مرا خانه فروشی بزنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - دل را ز غمت بی سر و پا میدارم
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - جانا! همه راه، بر زبانم بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.