خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این بیتها از عشق و حضور معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هرچند جسم او از معشوق دور است، اما ذهن و قلبش هرگز از یاد او غافل نمیشود. او حضور معشوق را به دریایی پر از نور تشبیه میکند که در آن غرق شده است.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر سخت میکند.
شماره ۴۴ - جانا! جانم ز قعر دریای حضور
جانا! جانم ز قعر دریای حضور
دُرّی عجب است غرق چندینی نور ۱
گرچه تن من ز کار دورست ولیک
یک لحظه نهیی ز خاطرِ جانم دور ۲
دُرّی عجب است غرق چندینی نور ۱
گرچه تن من ز کار دورست ولیک
یک لحظه نهیی ز خاطرِ جانم دور ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - هر روز مرا با تو حسابی دگرست
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - سر در سر سودای تو خواهم کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.