خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که در جستجوی معشوق، از جان خود گذشته است. معشوق از او میخواهد که جانش را رها کند، اما شاعر نمیتواند چنین کند زیرا معشوق در دل و جان او جای دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند فداکاری در عشق و غم ناشی از آن ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۸ - جانا ز غم عشق تو سرگردانم
جانا ز غم عشق تو سرگردانم
من در طلب تو از میانِ جانم ۱
گفتی که به ترک جان بگو تا برهی
چون تو به میان جان دری نتوانم ۲
من در طلب تو از میانِ جانم ۱
گفتی که به ترک جان بگو تا برهی
چون تو به میان جان دری نتوانم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - گه پیش تو چون قلم بسر میآییم
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - در درد خودم چو چرخ سرگردان کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.