خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی خود میگوید. او احساس میکند که عشق مانند حلقهای در گوشش است و گاهی او را از خوب و بد بیخبر میسازد. هر لحظه با رنجی جدید روبرو میشود و هر بار به دنیایی دیگر پرتاب میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۵۱ - گه عشق تو چون حلقهٔ در میبَرَدم
گه عشق تو چون حلقهٔ در میبَرَدم
گاه از بد و نیک بیخبر میبَرَدم ۱
هر دم به غرامتی دگر میکشدم
هر لحظه به عالمی دگر میبَرَدم ۲
گاه از بد و نیک بیخبر میبَرَدم ۱
هر دم به غرامتی دگر میکشدم
هر لحظه به عالمی دگر میبَرَدم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - شرطست ز تو بی سر و بی پا که روم
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - سودای توام به سر برون گردانید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.