خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که عشق به معشوق او را دیوانه کرده است و احساس میکند که در این عشق، مانند گوی بیپا و سر، سرگردان و بیقرار است. او از دلتنگی خود و تأثیر عمیق عشق معشوق بر وجودش سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، موضوع دیوانگی عشق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۴۷ - آن را که ز دریای تو گوهر بایست
آن را که ز دریای تو گوهر بایست
همچون گویش نه پا و نه سر بایست ۱
من خود بودم چنانک بودم دلتنگ
دیوانگی عشق تو می در بایست ۲
همچون گویش نه پا و نه سر بایست ۱
من خود بودم چنانک بودم دلتنگ
دیوانگی عشق تو می در بایست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - صد بار کشیدم و به سرباری بار
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - در عشق تو ای خلاصهٔ زیبایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.