خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از احساس دوگانگی و سردرگمی در عشق میگوید، گاهی مورد لطف معشوق قرار میگیرد و گاهی از او رانده میشود. او از این کشمکش عاطفی رنج میبرد و از معشوق میپرسد که تا کی باید این درد را تحمل کند.
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «خون جگر» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۷ - گاهی به بر خویشتنم میخوانی
گاهی به بر خویشتنم میخوانی
گاهی ز در خویشتنم میرانی ۱
سرگشته و کشتهٔ توام میدانی
تا چند بخون جگرم گردانی ۲
گاهی ز در خویشتنم میرانی ۱
سرگشته و کشتهٔ توام میدانی
تا چند بخون جگرم گردانی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - گه راندهٔ دربدرم میداری
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.