خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد و رنج فراوان خود میگوید و اشکهای خونین بر چهره زردش جاری است. او احساس میکند که دلش مانند آهن سرد شده و گلهکردن از آن بیفایده است.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'آهن سرد' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹ - تاکی نفسی از سر صد درد زدن
تاکی نفسی از سر صد درد زدن
خونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن ۱
چون هست دل چو آهنت بر من سرد
بیهوده بود بر آهن سرد زدن ۲
خونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن ۱
چون هست دل چو آهنت بر من سرد
بیهوده بود بر آهن سرد زدن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - تا جان دارم سر وفا دارم من
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - ناکرده به پرِّ پشهای دمسازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.