خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از نداشتن دل، جان، تن، خرقه، لقمه و وطن سخن میگوید و اظهار میکند که از خورشیدی که همه به آن نیاز دارند، حتی ذرهای به او نمیرسد. این بیان، حاکی از احساس عمیق تنهایی و محرومیت است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، بیان احساس محرومیت و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۸ - نه دل دارم نه جان نه تن چتوان کرد
نه دل دارم نه جان نه تن چتوان کرد
نه خرقه نه لقمه نه وطن چتوان کرد ۱
از خورشیدی کزو همه کون پرست
یک ذرّه نمیرسد به من چتوان کرد ۲
نه خرقه نه لقمه نه وطن چتوان کرد ۱
از خورشیدی کزو همه کون پرست
یک ذرّه نمیرسد به من چتوان کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - دردا که ز بی نشان نشانم نرسید
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - تا چند غم این ره پر بیم کشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.