خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و درد درونی خود میگوید و آرزو میکند که از خواب غرور بیدار شود تا معشوق خواب او را ببیند.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴ - از عشق تو در جگر ندارم آبی
از عشق تو در جگر ندارم آبی
چون بنشانم ز آتش دل تابی ۱
از خواب غرور خویش یکبار آخر
بیدار شوم گرم ببینی خوابی ۲
چون بنشانم ز آتش دل تابی ۱
از خواب غرور خویش یکبار آخر
بیدار شوم گرم ببینی خوابی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - روزی که ز خود شوی توناچیز آخر
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - گر تو سر موئی سر من داشتیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.