خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از معشوق میخواهد که یا به او توجه کند و یا راه چارهای برای نجات جانش بیندیشد. او میداند که سرانجام به خاک تبدیل خواهد شد، اما آرزو میکند که اگر معشوق او را به خاک بسپارد، این خاک در راه او باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹ - جانا! نظری در دل درویشم کن
جانا! نظری در دل درویشم کن
یا چارهٔ جان چاره اندیشم کن ۱
این میدانم که خاک میباید شد
گر خاک کنی خاک ره خویشم کن ۲
یا چارهٔ جان چاره اندیشم کن ۱
این میدانم که خاک میباید شد
گر خاک کنی خاک ره خویشم کن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - گفتم که اگرچه هست کارم بنظام
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - عمریست که شرح حال تو میگویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.