خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و مذهبی است که به موضوعاتی مانند روزه، قربانی، صبر، ایمان و معراج روح میپردازد. شاعر از مفاهیم دینی و عرفانی مانند قربان، روزه، صبر و معراج استفاده کرده و به ارتباط بین جسم و روح و رسیدن به حقیقت اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و فلسفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۹۲ - آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
آمد شهرِ صیام سَنْجَقِ سُلطان رَسید
دست بِدار از طَعام مایِده جان رَسید ۱
جانْ زِ قَطیعَت بِرَست دستِ طبیعت بِبَست
قَلبِ ضَلالَت شِکَست لشکرِ ایمان رَسید ۲
لشکرِ وَالْعادیات دست به یَغما نَهاد
زاتشِ وَالْموریات نَفْس به اَفْغان رَسید ۳
اَلْبَقَرَه راست بود موسیِ عِمْران نِمود
مُرده ازو زنده شُد چون که به قُربان رَسید ۴
روزه چو قُربانِ ماست زندگی جان ماست
تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید ۵
صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او
زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید ۶
نفس چو محتاج شد روح به معراج شد
چون در زندان شکست جان بر جانان رسید ۷
پرده ظلمت درید دل به فلک برپرید
چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید ۸
زود از این چاه تن دست بزن در رسن
بر سر چاه آب گو یوسف کنعان رسید ۹
عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول
دست بشو کز فلک مایده و خوان رسید ۱۰
دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو
آن سخن و لقمه جو کان به خموشان رسید ۱۱
دست بِدار از طَعام مایِده جان رَسید ۱
جانْ زِ قَطیعَت بِرَست دستِ طبیعت بِبَست
قَلبِ ضَلالَت شِکَست لشکرِ ایمان رَسید ۲
لشکرِ وَالْعادیات دست به یَغما نَهاد
زاتشِ وَالْموریات نَفْس به اَفْغان رَسید ۳
اَلْبَقَرَه راست بود موسیِ عِمْران نِمود
مُرده ازو زنده شُد چون که به قُربان رَسید ۴
روزه چو قُربانِ ماست زندگی جان ماست
تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید ۵
صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او
زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید ۶
نفس چو محتاج شد روح به معراج شد
چون در زندان شکست جان بر جانان رسید ۷
پرده ظلمت درید دل به فلک برپرید
چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید ۸
زود از این چاه تن دست بزن در رسن
بر سر چاه آب گو یوسف کنعان رسید ۹
عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول
دست بشو کز فلک مایده و خوان رسید ۱۰
دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو
آن سخن و لقمه جو کان به خموشان رسید ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۱ - دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
گوهر بعدی:غزل ۸۹۳ - نیک بد است آن که او شد تلف نیک و بد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.