خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در گذشته اسیر خیالات و پندارهای خود بود و گمان میکرد که پاسخ رازهای زندگی را یافته است. اما امروز با دیدن واقعیتها، همه چیز را بیارزش و بیثمر میبیند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی شود. همچنین، لحن اندوهناک شعر برای مخاطبان جوانتر نامناسب است.
شماره ۱۷ - زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد
زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد
پنداشت که فتوی دِه اسرار آمد ۱
و امروز که دیدهای بدیدار آمد
کارم همه پشتِ دست و دیوار آمد ۲
پنداشت که فتوی دِه اسرار آمد ۱
و امروز که دیدهای بدیدار آمد
کارم همه پشتِ دست و دیوار آمد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - در حیرت و سودا چه توانم کردن
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - آن سالکِ گرمرو که نامش جان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.