خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و شرمی که از دیدن معشوق احساس میکند سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود مینالد. او احساس میکند که حتی طبیعت نیز تحت تأثیر این عشق قرار گرفته است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۲۰ - از شرم رخت سرخی گل میبشود
از شرم رخت سرخی گل میبشود
وز شور لبت تلخی مل میبشود ۱
چون با تو به پل برون نمیشد آبم
خون میگریم اگر به پل مینشود ۲
وز شور لبت تلخی مل میبشود ۱
چون با تو به پل برون نمیشد آبم
خون میگریم اگر به پل مینشود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - ای عشق توأم در تک و تاب افکنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.