خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به دنبال همدلی و همراهی میگردد تا بتواند غمهایش را با او در میان بگذارد. او اظهار میکند که در سراسر زمین، خاکی را نمییابد که بتواند به اندازهی کافی بر آن گریه کند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و تنهایی نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۱۸ - یک همنفسی کو که برو گریم من
یک همنفسی کو که برو گریم من
گر هم نفسی بود نکو گریم من ۱
در روی همه زمین نمییابم باز
خاکی که برو سیر فرو گریم من ۲
گر هم نفسی بود نکو گریم من ۱
در روی همه زمین نمییابم باز
خاکی که برو سیر فرو گریم من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - خونی که مرا در دل و جان اکنون هست
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.