خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد و رنج دل شکسته خود میگوید و بیان میکند که دیگر توان تحمل غم و اندوه را ندارد. همچنین از چشمهای گریان خود میخواهد که کمتر بگرید زیرا اشکها بیفایده هستند و نمیتوانند درد را تسکین دهند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر در شعر، فهم آن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۱۴ - ای دل هر دم دست به خون نتوان برد
ای دل هر دم دست به خون نتوان برد
ور دل بردی ز غم کنون نتوان برد ۱
وی دیده تو کم گری که چندینی آب
در هیچ زمین به پل برون نتوان برد ۲
ور دل بردی ز غم کنون نتوان برد ۱
وی دیده تو کم گری که چندینی آب
در هیچ زمین به پل برون نتوان برد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - آن دل که نشان غمگساری میجست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - ای دل ز هوای عشق کیفر میبر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.