خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دل خود میخواهد که بر او بگرید و از حالش نپرسد، از جان شیرین بیزاری جوید و نپرسد. سپس رویایی از خفتهای در خاک نقل میکند که به خوابش آمده و وقتی از حالش پرسیده، پاسخ داده است: «میبینم و نپرس».
متن دارای مضامین عرفانی و اندوهگین است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، اشاره به مرگ و مفاهیم عمیق روحانی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
شماره ۹ - ای دل بگری بر من مسکین و مپرس
ای دل بگری بر من مسکین و مپرس
بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس ۱
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد
گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس ۲
بیزاری کن ز جان شیرین و مپرس ۱
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمد
گفتم: چونی گفت که میبین و مپرس ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - میگریم ازان مهوشم و میگریم
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - دی بر سر خاک دلبری با دل ریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.