خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج خود میگوید و بیان میکند که چگونه مهدی به ظلم او را کشته است. او خود را مانند چراغی در بیابان توصیف میکند که ناگهان با وزش باد شدیدی خاموش شده است.
متن حاوی مضامین غمانگیز و اشاره به ظلم است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، درک کامل مفهوم شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹ - دردا که دلم را تن بَطّال بکشت
دردا که دلم را تن بَطّال بکشت
مهدی مرا به ظلم دجّال بکشت ۱
در بادیهای، چراغکی میبردم
یک صر صر تند آمد و در حال بکشت ۲
مهدی مرا به ظلم دجّال بکشت ۱
در بادیهای، چراغکی میبردم
یک صر صر تند آمد و در حال بکشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - هم کار ز دست رفت در بی کاری
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - افسوس که روزگارم از دست بشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.