خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای عاطفی و دردهای درونی خود میگوید. او هر روز بر آتش دل میسوزد و خود را خاکِ پای مردم سرکش میداند. هر شب از جگر ناله میکند و با وجود درد و رنج، در خون خود غلتیده و ظاهراً خوشحال به نظر میرسد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و رنجهای درونی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۱ - هر روز ز دل بر سرِ آتش میباش
هر روز ز دل بر سرِ آتش میباش
خاکِ کفِ پای خلقِ سرکش میباش ۱
هر شب ز جگر نواله درهم میپیچ
درخون میزن نواله و خوش میباش ۲
خاکِ کفِ پای خلقِ سرکش میباش ۱
هر شب ز جگر نواله درهم میپیچ
درخون میزن نواله و خوش میباش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - عشاق که قصّهٔ دل افروز کنند
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - تا چند درِ فتوح جان دربندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.