خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که مانند دریا از شوق راز جان به جوش و خروش است، اما این احساسات را از خود و دیگران پنهان میکند. او از مخاطب میخواهد که برود، زیرا با وجود نوشیدن دردهای زندگی، دلش صاف و پاک است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۸ - چون بحر، ز شوق راز جان، میجوشم
چون بحر، ز شوق راز جان، میجوشم
لیکن ز خود و ز دیگران میپوشم ۱
ای خواجه! برو، که دُرد صافی رویی
من صافی دل اگرچه دُردی نوشم ۲
لیکن ز خود و ز دیگران میپوشم ۱
ای خواجه! برو، که دُرد صافی رویی
من صافی دل اگرچه دُردی نوشم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - خود را چو زخواب و خور نمیداری باز
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - چون بحر،دلی هزار جوش است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.