خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از اهمیت فدا کردن خود در راه عشق و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید. او معتقد است که تا زمانی که از خودگذشتگی نکنی، سودی نخواهی برد و سرمایه عمرت بیثمر خواهد ماند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۴۱ - گر هست درین راه سر بهبودت
گر هست درین راه سر بهبودت
بر باید خاست از سر هستی زودت ۱
در عشق بمیر از آنکه سرمایهٔ عمر،
تا تو نکنی زیان، ندارد سودت ۲
بر باید خاست از سر هستی زودت ۱
در عشق بمیر از آنکه سرمایهٔ عمر،
تا تو نکنی زیان، ندارد سودت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - دل بستهٔ روی چون نگار او کن
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - هر دل که ز سِرِّ کار آگاهی یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.