این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و تأثیرات آن بر روح و جان انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی تنها از طریق عشق الهی زنده میماند و کسی که از عشق الهی زاده شود، زنده است. او از قدرت و تأثیر عشق سخن میگوید و بیان میکند که عشق میتواند انسان را به اوج برساند و حتی مرگ را شکست دهد. شاعر همچنین به رابطهی عاشق و معشوق اشاره میکند و بیان میکند که عشق واقعی باعث میشود که انسان از غمهای دنیا رها شود و شادی درونی پیدا کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالانی مناسب است که توانایی درک مفاهیم عمیق و انتزاعی را دارند.
غزل ۸۴۳ - در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده؟ آن کو زِ عشقْ زایَد ۱
گَرمیِّ شیرِ غُرّان تیزیِّ تیغِ بُرّان
نَرّیِ جُمله نَرّان با عشقْ کُند آید ۲
در راهْ رَهْ زنانَند وین هَمرَهانْ زَنانَند
پایِ نِگارکرده این راه را نَشایَد ۳
طَبْلِ غَزا بَرآمَد وَزْ عشقْ لشکر آمد
کو رُستَمِ سَرآمَد تا دست بَرگُشایَد؟ ۴
رَعْدَش بِغُرَّد از دل جانَش زِ ابرِ قالَب
چون بَرق بِجْهَد از تَنْ یک لحظهیی نَپایَد ۵
هرگز چُنین سَری را تیغِ اَجَل نَبُرَّد
کین سَر زِ سَربُلندی بر ساقِ عَرش سایَد ۶
هرگز چُنین دلی را غُصّه فرونگیرد
غَمهایِ عالَمْ او را شادیِّ دلْ فَزایَد ۷
دریا پِیاَش تُرُش رو او ابرِ نوبَهار است
عالَم به دوستْ شیرین قاصِدْ تُرُش نِمایَد ۸
شیرش نخواهد آهو آهویِ اوست یاهو
مُنْکِر دَرین چَراخورْ بسیار ژاژ خایَد ۹
در عشقْ جویْ ما را در ما بِجویْ او را
گاهی مَنَش سِتایَم گاه او مرا سِتایَد ۱۰
تا چون صَدَف زِ دریا بُگْشایَد او دَهانی
دریایِ ما و من را چون قطره دَررُبایَد ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.