خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از زندگی پر از غصه و ناراحتی خود میگوید و اظهار تعجب میکند که چرا در طول عمرش حتی یک لحظه خوشحالی نداشته است.
متن حاوی مفاهیم عمیق و غمگینانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد یا بر روحیه آنها تأثیر منفی بگذارد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد حاصل میشود.
شماره ۱۷ - هر دم که زنم چو جانم آید به لبم
هر دم که زنم چو جانم آید به لبم
از زندگی خویشتن اندر عجبم ۱
عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانک
یک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم! ۲
از زندگی خویشتن اندر عجبم ۱
عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانک
یک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - جان رفت و به ذوق زندگانی نرسید
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - بویی که به جان ممتحن میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.