خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غرق شدن در عشق و از دست دادن خود و آثار وجودی خود سخن میگوید. او بیان میکند که در این مسیر، تمام تلاشها و تغییراتش به ناچیزی و نابودی انجامیده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۲۶ - در قلزم عشق تو که دیار نماند
در قلزم عشق تو که دیار نماند
تا غرقه شوم ز خود بسی کار نماند ۱
بس زیر و زبر که آمدم تا آخر
ناچیز چنان شدم که آثار نماند ۲
تا غرقه شوم ز خود بسی کار نماند ۱
بس زیر و زبر که آمدم تا آخر
ناچیز چنان شدم که آثار نماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - چون خون دلم بی تو بخوردم آخر
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - جان نتواند ز عشق بر جای بُدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.