خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر عاشقانه، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و میگوید که مانند قطرهای بیسر و پا در دریای عشق او غرق شده است. او اشاره میکند که صبر و تحملش کم بوده، اما همهی این بیتابیها و بیقراریها ناشی از عشق و سودای معشوق است.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر از مضامین عرفانی و ادبی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - جانا جانم غرقهٔ دریای تو بود
جانا جانم غرقهٔ دریای تو بود
پیوسته چو قطره بی سر و پای تو بود ۱
من حوصله ای نداشتم، این همه کار،
از حوصله بخشیدن سودای تو بود ۲
پیوسته چو قطره بی سر و پای تو بود ۱
من حوصله ای نداشتم، این همه کار،
از حوصله بخشیدن سودای تو بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - چون بسیارم تجربه افتاد از خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - این کار که عشق تو مرا پیش آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.