خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از درد جدایی و بیوفایی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دل به این شرایط سخت عادت کرده است. همچنین، اشارهای به ناخوشایندی این وضعیت دارد و مقایسهای بین سلطان و گدا انجام میدهد تا نابرابری و ناعادلانه بودن شرایط را نشان دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰ - ای جان تو در ذُلِّ جدائی قانع
ای جان تو در ذُلِّ جدائی قانع
گشته دل تو به بی وفائی قانع ۱
این سخت نیایدت که میباید بود
سلطان بچهای را به گدائی قانع ۲
گشته دل تو به بی وفائی قانع ۱
این سخت نیایدت که میباید بود
سلطان بچهای را به گدائی قانع ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - ای همچو سگی به استخوانی قانع
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - هرگاه که سِرِّ معرفت یابی باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.