خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مرگ و نابودی همه در پی هوسهایشان سخن میگوید و اظهار ناتوانی میکند که با چه کسی میتواند نفسی بکشد. همچنین اشاره میکند که زمان زیادی است که فرصتها وجود داشته، اما هیچکس بیدار نشده است.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است احساس ناامیدی یا سردرگمی ایجاد کند.
شماره ۴ - مردند همه، در هوسی، چتوان کرد
مردند همه، در هوسی، چتوان کرد
من با که برآرم نفسی، چتوان کرد ۱
دیرست که روز باز بودست ولیک
بیدار نمیشود کسی، چتوان کرد ۲
من با که برآرم نفسی، چتوان کرد ۱
دیرست که روز باز بودست ولیک
بیدار نمیشود کسی، چتوان کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - سنگی که نه در فروغِ خور خواهد ماند
گوهر بعدی:شماره ۵ - کو دل که بداند نفسی اسرارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.